أحمد بن حامد كرمانى
105
عقد العلى للموقف الأعلى ( ضميمه رساله صلاح الصحاح فى طب ) ( فارسى )
مخالفت خويش مستشعرند بيرون شوند و جلاء وطن كه مقابل قتلست « 1 » پيش گيرند . كرم عميم و لطف شامل و عفو كامل پادشاه اجابت فرمود . در اثناء آن تقرير و مواضعت « 2 » معارف شهر كه بدل و همت در خدمت آن پادشاه بودند آتش شوق خدمت و شعف « 3 » دستبوس بريشان غالب شد چون باد قرار نگرفتند و آب حيات در خاكبوس بساط اعلى دانستند ، روز آدينهء پنجم ماه رجب سنهء ثلاث و ثمانين جملهء اكابر و امائل « 4 » و كافه رعايا به خدمت درگاه پيوستند و مفاتيح دروب و مقاليد امور تسليم كردند ذلك فضل اللّه يؤتيه من يشاء بطالع سعد و اختر همايون و جد غالب و فال ميمون بعد از نماز آدينه اقبال عنان گرفته و دولت در فتراك آويخته در شهر شد ، منادى نصرت و منهى قدرت آواز برآورد ، زهى تيغ تيز تو صفرا گرفته « 5 » * ترا بخت تاج از عدو وا گرفته زهى از خراسان چو خورشيد رفته * جهانى و ملكى به تنها گرفته زهى دست اقبال در موكب تو * ركاب تو سلطان و الا گرفته زهى موج شادى ازين « 6 » فتح ميمون * جهان از ثرى تا ثريّا گرفته زهى شاه ميمون قدم كز قدومت * شفا يافت سرهاى سودا گرفته زهى شاه فريادرس كز حسامت * بياسود ايام غوغا گرفته ازين خطه از هيبت باز چترت * عقاب عنا عزل عنقا گرفته فلك خطبه نصر من اللّه كرده * درم سكّه انّا فتحنا گرفته فتح الفتوح تعالى « 7 » ان يحيط به * نظم من الشّعر او نثر من الخطب فتح يفتّح ابواب السّماء له * و تبرز الأرض فى اثوابها القشب « 8 » تاريخ جمع اين فصول كه ماه صفر سنهء اربع و ثمانين و خمسمائه است مدّت هشت ماه بود « 9 » كه جملهء منابر بلاد كرمان بلقب و نام اشرف آراسته است و سيصد فرسنك
--> ( 1 ) - اشاره است بآيهء : أَنِ اقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ أَوِ اخْرُجُوا مِنْ دِيارِكُمْ . ( 2 ) - موافقت در امرى . ( 3 ) - ر : شغف . ( 4 ) - امثل اماثل - برگزيدگان . ( 5 ) - چ : زهى تيغ تيز توصف را گرفته . ن : زهى تيغ تيز از تو صفرا گرفته . ( 6 ) - چ : درين . ( 7 ) - چ ، ق ، ن : المعلى ( 8 ) - اين دو بيت از قصيدهء بسيار معروف ابو تمّام است در مدح المعتصم باللّه و فتح عمّوريه ( بدر التمام فى شرح ديوان ابى تمّام چاپ بيروت ص 56 ) . ( 9 ) - ق : ( بود ) ندارد .